محمد قنبرى
372
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مقصود ايشان از جمله اخير ، كه « به اندازه حظّ وجودى . . . » ، همان برهان فلسفى مساوقيت وجود با علم است . پيداست كه مخالفت فيلسوف بزرگى همچون ابن سينا با اين قانون و نتيجه ، از نظر حضرت امام ( به عنوان فيلسوفى صاحب نظر ) ، دور نبوده است . لذا بلافاصله به ديدگاه ابن سينا اشاره كرده و چنين آورده است : اگرچه از بعضى اكابر فلاسفه در باب « اتّحاد عاقل و عقول » ، ظاهر شود كه عالم طبيعت و مادّه ، خالى از عالميت و معلوميت است ، به بيانى كه پيش ما تمام نيست و به برهان لمّى متين ، اثبات اين مطلب را كه از شئون توحيد است فى الحقيقه به ثبوت رسانديم . « 1 » آن گاه ، ايشان به دلالت وحى برمدّعا اشاره مىكند : و حق تبارك و تعالى در قرآن شريف به اين مطلب ، بسيار اعتنا فرموده و در بسيارى آيات ، صراحتاً اعلان علم موجودات و تسبيح آنها را از ذات مقدس حق ، فرموده . « 2 » از نظر امام رحمه الله ، كسانى كه آيات و روايات دالّ بر تسبيح را بر تسبيح تكوينى حمل كردهاند ، در حجاب طبيعت گرفتارند و عدم وجدان را دليل بر عدم وجود گرفتهاند : محجوبان ، چون اين مطلب را به وجدان يا برهان در نيافتهاند ، تسبيح را به تسبيح تكوينى حمل كردند ، با آن كه تسبيح تكوين ، تسبيح نيست ؛ چنان كه واضح است ؛ ولى اهل معرفت به مشاهده حضوريه اين حقيقت را دريافتهاند . « 3 » مقصود حضرت امام رحمه الله از مشاهده حضوريه ، همان برهان شهود است . بنابراين ، از نظر امام رحمه الله ، افزون بر دليل عقلى و نقلى ، برهان شهودى نيز از جمله دلائل سريان
--> ( 1 ) . همان ، ص 260 . ( 2 ) . همان جا . ( 3 ) . همان جا . براى آگاهى بيشتر از نظرگاههاى مفسّران دربارهء برخى از آيات كه از تسبيح موجوداتْ سخن به ميان آورده است . ر . ك : التبيان ، الطوسى ، ج 6 ، ص 482 ؛ مجمع البيان ، أمين الاسلام الطبرسى ، ج 3 ، ص 416 ؛ تفسير نمونه ، ج 12 ، ص 132 ؛ من وحى القرآن ، محمد حسين فضل اللَّه ، ج 14 ، ص 136 .